محمد تقي جعفري

140

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

صفحهء فضاى ميدان كلمهء ، « نه » ، « نزنيد » ، « نكشيد » ، « طغيان نكنيد » را ترسيم نموده است و يك ارگ سوزناك اين كلمات را كه از اعماق جانهاى آدميان برمىآيد ، با آهنگ الهى در فضاى آن ميدان طنينانداز مىنمايد . 4 - جنگاوران رزمجو دورانهائى از عمر خود را سپرى نموده از فراز و نشيب زندگى گذشته از گلستانها و خارستانها عبور كرده ، يا با قطبنماى حساس وجدان و عقل خود را به ساحل درياى زندگى رسانيده‌اند ، و يا بادهاى اميال و هوى و هوس و خودخواهى ، زروق وجود آنان را بدون هدفگيرى انسانى به اين مراحل رسانيده است ، به هر حال هر دو گروه قدمى در درياى زندگى و قدمى در بيرون اين دريا مىنهند . موقعيت بسيار حساس است و لحظاتش تعيين كنندهء سرنوشت ، نه تنها تعيين كنندهء سرنوشت خويش ، بلكه تعيين كنندهء سرنوشت قومى و ملتى و جامعه اى . 5 - عداوتهاى پنهانى آشكار و ديگهاى كينه و خصومت جوشيدن گرفته است . اينجا ميدان جنگ است . ميدان جنگ يعنى چه ميدان جنگ يعنى جايگاهى كه همهء سطوح روانى و حافظه و خاطرات با همهء محتوياتشان به فعاليت ميافتند و مىشورند و مىشورانند و در اين شورش و طوفان چيزى كه در سطوح عميق روانى به حالت سربى در آمده و در شورش محتويات شركت نمىكنند ، آگاهى از ارزش و عظمت جانهاى آدميان و قيمت اصول عالى انسانى است . هرچه كه از سطوح روانى و لابلاى ناخودآگاه مىجوشد و بيرون مىآيد كينه توزى و عداوت و لجاجت و انتقامجوئى است . آيا حق داريم كه ادعا كنيم نوع بشر در گذرگاه تاريخ خودرو به تكامل انسانى بوده است ( 1 ) با اين كه مىبينيم هنوز بشر نتوانسته است كه انسانيت خود را در حالات جنگ شركت داده و فقط با بعد درندگى در برابر هم قرار نگيرند . آنچه در سرتاسر تاريخ ديده مىشود ، اينست كه هيچ يك از طرفين كارزار حتى از ذهنش خطور نمىدهد كه طرف

--> ( 1 ) در اينجا بحث ما در تكامل بيولوژيك و فيزيولوژيك و ترانسفورميسم طبيعى نيست .